درباره فیلم خائن ساخته جفری نشمانوف‌

فیلم «خائن» درام دلهره‌آور  سینما، یکی از فیلم‌های موفق در سطح بین‌المللی و بویژه در اروپا است. فیلم را جفری نشمانوف کارگردانی کرده است. فیلم که براساس قصه کتاب استیو مارتین (البته این آقا را با استیو مارتین کمدین قدیمی و سرشناس سینما اشتباه نگیرید)‌ ساخته شده، نام او را به عنوان همکار فیلم‌نامه‌نویس در کنار نشمانوف دارد.

 فیلم که با شعار تبلیغاتی حقیقت پیچیده است اکران عمومی شد، در قصه‌اش به این نکته اشاره می‌کند که حقیقت را از زوایای مختلفی می‌توان دید و هر کسی تلقی شخصی خودش را از حقیقت دارد. دان چیدل  که برای درام اجتماعی و سیاسی «هتل رواندا» نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد شد  نقش اصلی فیلم «خائن» را بازی می‌کند. دیگر بازیگران فیلم این‌ها هستند:  گای پیرس، ساعد نقما ئویی، تیل مک‌دانگ، علی خان، آرجی پنجابی، راد راوی، حسام قانسی، لورن گیل و جف دانیلز.

قصه‌

روی کلایتن (با بازی گای پیرس)‌ یکی از ماموران فعال اف.بی.آی است که هنگام کار از الگوهای خاص خودش پیروی می‌کند. او مامور تحقیق پیرامون یک پرونده مهم بین‌المللی می‌شود که درباره یک توطئه خطرناک بین‌المللی است. تمام نشانه‌هایی که پیدا می‌کند، او را به سمت یکنفر راهنمایی می‌کنند. این شخص که در همه‌جا ردپایی از او دیده می‌شود، کسی نیست جز سمیر هورن (با بازی دان چیدل) که قبل از این مامور عملیات ویژه ارتش آمریکا بوده است. او موجودی مرموز و ناشناخته است که کارش را با یک شبکه اینترنتی پرقدرت و فعال انجام می‌دهد.
اطلاعات رسیده حکایت از آن می‌کند که وی پنهانی ارتباط نزدیکی با گروه‌ها و سازمان‌های تروریستی دارد. گفته می‌شود او به دنبال هر عملیاتی که صورت گرفته در صحنه عملیات حضور داشته است. کلایتن در تحقیقات خود پیرامون سمیر هورن به چیزهایی مثل فرار چند زندانی از یمن، بمب‌گذاری در ساحل نیس فرانسه و یک هجوم مسلحانه در لندن می‌رسد. در شرایطی که کلایتن احساس می‌کند واقعیت‌های مربوط به سمیر هورن را کشف کرده، ‌ناگهان با چند مدرک متناقض جدید روبه‌رو می‌شود که شباهتی به یافته‌های قبلی‌اش ندارد. این مساله باعث ابهام او می‌شود. کشف این مدارک متناقض کلایتن را وادار می‌کند تا تحقیقات خود را گسترش بدهد و از ماموران دولتی بخواهد او را تنها بگذارند تا بتواند به واقعیت‌های واقعا موجود دست پیدا کند. او به آنچه که افراد بالادست به وی گفته‌اند دیگر اعتمادی ندارد و می‌خواهد خودش واقعیت را کشف کند، واقعیتی که خیلی پیچیده است و به این راحتی نمی‌توان آن را پیدا کرد. کلایتن که حالا وسوسه کشف کامل حقیقت است، به تعقیب هورن در سطح بین‌المللی می‌پردازد و خیلی زود با پس زدن پرده‌ها، به واقعیتی دردناک می‌رسد. این واقعیتی است که نمی‌توان آن را به‌راحتی در اختیار رسانه‌های گروهی قرار داد، زیرا برخی ماموران بانفوذ دولتی مایل به پخش آنها نیستند.

نقد

مهم‌ترین ویژگی قصه فیلم «خائن» چرخش‌های آن در طول ماجراست که باعث شگفتی تماشاگران می‌شود. در کنار خط اصلی قصه  که ناگهان دگرگون و وارونه می‌شود  چند خط فرعی هم وجود دارد که به آرامی در خدمت خط اصلی قرار می‌گیرند. در آغاز قصه کاراکتر سمیرهورن به صورت آدمی رنگ پریده و منفی نمایش داده می‌شود که این دیدگاهی است که مسوولان رسمی دارند و آن را به کلایتن هم دیکته می‌کنند. ولی با جلو رفتن قصه، اوضاع کم‌کم برعکس می‌شود و تماشاچی همراه با کلایتن به درک و شناخت تازه‌ای از این کاراکتر می‌رسد. نقطه اوج فیلم که شوک اصلی را به یک اندازه به کلایتن و تماشاچی وارد می‌کند، در همین‌جاست. از اینجا به بعد است که بیننده تازه می‌فهمد با قصه‌ای گنگ و پیچیده سر و کار دارد و اوضاع به آن سادگی که او خیال می‌کرده نیست.
جیمز براردنیلی منتقد باسابقه سینما فیلم خائن را فیلمی هوشمندانه و غیرمتعارف می‌داند که با لحن دلهره‌آور به مکاشفه‌ای در احوالات سیاسی و اجتماعی می‌پردازد و یک بحث اخلاقی را پیش می‌کشد. کاراکتر پلیس فیلم (گای پیرس)‌ برخلاف تمام چیزهایی که به او گفته شده، موفق می‌شود به لایه‌های درونی‌تر واقعیت نزدیک شده و آن چه را که قرار بوده از نظرها پنهان باشد کشف می‌کند. حالا، این اوست که باید تصمیم بگیرد سکوت کند یا به افشاگری بپردازد. این کاراکتر از نظرذهنی با خودش درگیر می‌شود و سوالی که برایش مطرح می‌شود این است که به اخلاقیات وفادار بماند یا نگران موقعیت شغلی‌اش باشد؟ وقتی قصه‌ای مثل قصه فیلم «خائن» دستمایه یک فیلم سینمایی می‌شود، فیلم‌سازان معمولا دو راه را در پیش می‌گیرند: یا به سبک جان وین و هفت‌تیرکشی‌هایش موضوع را حل می‌کنند و یا تلاش می‌کنند به بحثی جدی پیرامون کل مساله بپردازند و در کنار حادثه‌پردازی حرف و تحلیل خود را ارائه کنند. «خائن» ضمن این که راه دوم را انتخاب میکند، باز هم روشی متفاوت برای طرح موضوع را در پیش می‌گیرد. با این حال، باید این فیلم را در رده کارهای افشاگرانه چند سال اخیر مثل «مایکل کلایتن»، «تسلیم» و «در دره الا» قرار داد، که سعی دارند پنهان‌کاری‌ها و دودوزه‌بازی‌های برخی مسوولان رسمی و صاحبان قدرت در آمریکا را رو کنند. در عین حال باید گفت که انتخاب دان چیدل (علی‌رغم بازی خیلی خوبش)‌ برای کاراکتر سمیر هورن، انتخاب خوبی نبوده است. او تا به امروز بازیگر نقش‌های مثبت و دوست‌داشتنی بوده است و همین باعث می‌شود تا تماشاچی از همان ابتدای فیلم نظر مثبتی به او داشته باشد و چندان موافق گفته‌های مسوولان رسمی درباره‌اش نباشد

/ 0 نظر / 62 بازدید