نگاهی به فیلم شکارچیان

فیلم «شکارچیان» محصول سال 1996 کشور سوئد است. این فیلم داستان مامور پلیسی به نام اریک باکستروم را روایت می‌کند که بتازگی از استکهلم به شهر زادگاه خود بازگشته است. اریک در استکهلم پلیس موفق و وظیفه‌شناسی بوده است.

 بنابراین مردم زادگاهش به او افتخار می‌کنند و در ابتدا با آغوش باز او را می‌پذیرند. منطقه زادگاه اریک منطقه‌ای با شکل زندگی روستایی است. در این ناحیه اتفاق زیادی نمی‌افتد. همیشه همه چیز آرام و اوضاع بر وفق مراد است، اما انگار ورود اریک به این ناحیه دردسر را هم با خود به آنجا برده است. اریک، البته در این میانه مقصر نیست. بلکه مقصر شکارچیان غیرقانونی گوزن هستند. با این وجود، چنین دردسری قابل مقایسه با جنایاتی که اریک در شهر بزرگ با آنها دست به گریبان بوده، نیست، اما جرم به هر حال جرم است و باید جلویش گرفته شود. چون یک جرم و خطای قانونی هر چقدر هم که کوچک باشد، اگر چشم‌پوشی شود، می‌تواند جرم‌های بزرگ و بزرگ‌تری را موجب شود. در «شکارچیان» هم جرم به ظاهر کوچک شکار غیرقانونی حیوانات به جرم‌های بزرگ جنایت و آدمکشی منجر می‌شود: گروهی که شکار غیرقانونی می‌کنند، یک روز که در حال شکار هستند، ناخواسته مرتکب قتل رهگذری می‌شوند. این مرد مقتول، همراه با همسرش در جنگل مشغول کارشان هستند که چیدن توت است. شکارچیان مجبور می‌شوند آثار جنایت غیرعمد خود را پاک کنند و ماشین مرد را به قعر آب‌ها بفرستند، اما مشکل‌شان وقتی حاد می‌شوند که همسر مقتول را می‌بینند که شاهد این صحنه‌هاست. از اینجاست که این گروه شکارچی حیوان، بتدریج تبدیل به گروه شکارچی انسان می‌شوند.

در طراحی داستان و شخصیت اصلی و روابطش در فیلم «شکارچیان» نکاتی وجود دارد که به فیلم کمک زیادی کرده است. یکی از این نکات پیش داستان خوبی است که فیلمنامه برای شخصیت اریک طراحی کرده است. در این پیش داستان، گذشته اریک به عنوان یک پلیس موفق شهری مورد توجه قرار می‌گیرد. حالا، او در یک محیط و فضای آرام روستایی است که انتظار رخ دادن جرمی بزرگ در آن نمی‌رود. این تضاد بین گذشته و حال شخصیت اصلی اولین امکان دراماتیک را برای فیلم مهیا می‌کند. دومین تضاد، این است که اتفاقا در همان جاهایی که فکر نمی‌کنی مشکلی وجود داشته باشد، بتدریج مشکلات بزرگی رشد می‌کنند و ریشه می‌دوانند.

این مشکلات، در رابطه با شخصیت اریک دو وجهه شخصی و اجتماعی پیدا می‌کنند. در وجهه اجتماعی، مشکل اریک این است که مردم این ناحیه دردسر را دوست ندارند و از آن گریزانند. بنابراین وقتی اریک می‌گوید که به هر حال، دردسری وجود دارد و باید با آن مقابله شود، در میان مردم نسبت به خودش دافعه ایجاد می‌کند. در وجهه شخصی این است که دردسر بیخ گوش اریک قرار دارد. چراکه برادر خودش سردسته شکارچیان غیرقانونی است. بعدا همین برادر است که عامل جنایات بعدی می‌شود. بنابراین چاره‌ای برای اریک باقی نمی‌ماند که سر یک دوراهی قرار بگیرد: او یا باید برادرش را لو بدهد و به این ترتیب، به تمام خانواده پشت کند یا این که مجبور است به انجام وظیفه قانونی‌اش پشت کند و به برادرش کمک کند تا از این مخمصه نجات پیدا کند. اریک، البته در نهایت به طرف قانون می‌رود. فیلم هم شخصیتی از او ساخته که انتظاری جز این از او نمی‌رود، اما این حق هم به اریک داده می‌شود که بر سر این دوراهی مدتی صبر و مکث کند. مدتی دستگیر شدن برادر خود را به تعویق بیندازد و ببیند چه کار باید بکند تا بهترین کار را کرده باشد، اما این مکث و تردید اریک، منجر به مرگ شاهد قتلی می‌شود که برادرش مرتکب شده است. اریک در ازای این تردید که به چنان فاجعه‌ای منجر می‌شود، مستوجب تنبیه دانسته می‌شود، اما این تنبیه در شکلی سینمایی نسبت به اریک اعمال می‌شود: برادرش که می‌بیند دیگر راهی جز این ندارد که خود را تسلیم کند، خودکشی می‌کند. این فاجعه جلوی چشم اریک رخ می‌دهد. بنابراین فیلم این تنبیه را، یعنی از دست دادن برادرش را در پایان ماجرا برای گناه تردید اریک کافی می‌داند. به طوری که پس از پایان ماجرا اریک دوباره همان محبوبیت سابق را در میان مردم می‌یابد. همچنین رئیسش از او می‌خواهد که بزودی سرکارش بازگردد. به هر حال، اریک بیش از این که لایق تنبیه باشد، باید پاداش دریافت کند. چون اوست که موضوع شکارچیان غیرقانونی را جدی می‌گیرد و مشغول پیگرد آنها می‌شود. وگرنه از دید سایر افراد اداره پلیس، این جرمی کوچک است که به نفع حفظ آرامش منطقه قابل چشم‌پوشی است. اریک اولین نفری است که متوجه می‌شود زیر این آرامش، ناآرامی و تشنج آرام‌آرام در حال نشت کردن است. بنابراین او در پایان فیلم همچنان در قامت پلیس خوب و وظیفه‌شناس باقی می‌ماند. پلیسی که هر جا باشد، چه یک روستای کوچک و آرام و چه یک شهر بزرگ و شلوغ، می‌داند که باید انجام وظیفه را جدی بگیرد. جامعه هم در پایان، پاداش این وظیفه‌شناسی و وجدان حرفه‌ای‌اش را به او می‌دهد و او را به جایگاهی که شایسته اوست بازمی‌گرداند.

/ 0 نظر / 13 بازدید