فیلم «پدرم و پسرم»

فیلم «پدرم و پسرم» ساخته چاگان ایرماک، محصول سال 2005 ترکیه  به ارتباط میان نسل‌ها می‌پردازد. در این فیلم با 3 نسل از مردانی روبه‌رو هستیم که دوره‌های مختلف زمانی را تجربه می‌کنند و طی این سال‌ها به بلوغ فکری می‌رسند. چاگان ایرماک، کارگردان این فیلم بخوبی این 3 نسل را مورد واکاوی قرار می‌دهد تا بتواند شرایط بحران و تحول هریک را در طول فیلم بخوبی برای تماشاگر آشکار کند.

منتقدی به نام دانا یوردانووا در یادداشتش بر این فیلم نوشته است: به‌نظر می‌رسد در سال‌های اخیر تعداد فیلم‌های ترکیه‌ای که به وقایع دهه 1980 در این کشور می‌پردازند، افزایش یافته است. این فیلم‌ها همه گونه فیلمی را از کمدی تا ملودرام خانوادگی شامل می‌شوند. فیلم بین‌المللی «محرم گولمز» و «سیری ثریا» 2006 ازجمله فیلم‌های مطرحی هستند که این منتقد از میان این دسته فیلم‌های ترکیه‌ای نام برده و فیلم پدرم و پسرم را نیز در همین بین اثر مهمی قلمداد کرده است.

این فیلم بدون این که به ورطه شعارگویی بیفتد، خیلی صمیمی زندگی 2 نسل را به یکدیگر پیوند می‌دهد. در این فیلم، دنیز و پدر بزرگ از دو نسل جداگانه هستند که به مرور تا انتهای فیلم به یکدیگر می‌پیوندند. اگرچه پدر در این میان حذف می‌شود و کارگردان به این ترتیب قضاوت اجتماعی خود را نیز ارائه می‌کند، اما این موضعگیری فیلمساز به هیچ عنوان تماشاگر را آزار نمی‌دهد. فیلم آنقدر داستانک فرعی دارد که بتواند توجه مخاطب را به خود جلب کند و فضای سنگین معنایی فیلم را به لایه‌های زیرین انتقال دهد. از این داستانک‌ها می‌توان به فصلی اشاره کرد که پدر بزرگ دختر مورد علاقه پدر را به بیمارستان می‌برد و آنها را با یکدیگر مواجه می‌کند تا بتوانند حرفی را که سال‌ها نگه داشته‌اند برای یکدیگر بیان کنند و به نوعی پدر با حرفی فروخورده این جهان را ترک نکند. این نگاه را می‌توان به رابطه پدر بزرگ و دنیز نیز تعمیم داد. حال پدر می‌داند که یک نفر وجود دارد تا بعد از مرگش از فرزند کوچکش نگهداری کند.

این نگاه لطیف فیلم پدرم و پسرم باعث می‌شود دریابیم که سینمای ترکیه در این سال‌ها نگاه و پیشنهاد‌های تازه‌ای را مطرح می‌کند؛ پیشنهاد‌هایی که با سینمای صرفا تجاری معمول ترکیه تفاوت‌های بسیار دارند و گویای بلوغی تازه در سینمای ترکیه محسوب می‌شوند.

چاگان ایرماک، کارگردان این فیلم، متولد سال 1970 در شهر ازمیر ترکیه است. او از دانشگاه رادیو، تلویزیون ازمیر فارغ‌التحصیل شده است. وی در زمان دانشجویی 2 فیلم کوتاه به نام‌های «مثل» و «قربانی» ساخته که توانسته‌اند در چند جشنواره جوایزی را به خود اختصاص دهند. وی تاکنون 20 فیلمنامه و مجموعه تلویزیونی نوشته و 15 فیلم را نیز کارگردانی کرده است.

فیلم پدرم و پسرم تاکنون در 3 جشنواره نیز جوایزی را کسب کرده که از آن میان می‌توان به جایزه‌های بهترین بازیگر زن و مرد و بهترین فیلم به انتخاب مردم در جشنواره فیلم استانبول در سال 2006 اشاره کرد. فیلم در همین سال جایزه دیگری را در جشنواره فیلم نورنبرگ دریافت کرد که این جایزه را هم تماشاگران به فیلم اهدا کردند.

یکی از نکات جالب توجه این فیلم، فصل پایانی آن است که به نوعی ادای دین کارگردان به سینما هم محسوب می‌شود. جایی که دنیز فکر می‌کند پدرش نزد او بازگشته و به زیر باران می‌رود و او را از دریچه دوربین می‌بیند. دنیز حالا می‌داند مرگ یعنی چه و کارگردان گذر دنیز از رویای ذهنی و رسیدن وی به بلوغ را از منظر چشم دوربین تصویر می‌کند. این فصل بسیار شاعرانه است. حالا فیلمساز باز هم با رفتن پدر، پدربزرگ و مادربزرگ را تصویر می‌کند که سراغ دنیز می‌آیند و می‌کوشند جای خالی پدر را پر کنند. این فصل را می‌توان با صحنه‌های ذهنی و فانتزی دنیز مقایسه کرد. او حالا خیال را از جنسی دیگر می‌بیند. جنسی که به واقعیت نزدیک‌تر است و این برای او نوعی تولد تازه به شمار می‌آید.

/ 0 نظر / 20 بازدید