«رزمری» در «بچه رزمری»

شخصیت‌های فیلم‌های خوب، همچون انسان‌های واقعی زنده‌اند و اگر در فیلمنامه به اقتضای داستان، زندگی‌شان خاتمه یابد، در دنیای اذهان، نامیرا و ابدی‌اند. نقش‌های ماندگاری که به «تاریخ» می‌پیوندند: تاریخ حیات بشر.

«رزمری» در «بچه رزمری»

مادری مهربان با رفتاری ساده و کودکانه که به جمع معصوم‌ترین و مظلوم‌ترین زنان تاریخ پیوسته است. همه
با همند و او تنهاست. تنها با کودکی که در شکم دارد و وقتی او را به دنیا می‌آورد می‌بیند از او هم فاصله دارد. حالا فقط عشق و ایمان مادرانه‌اش با اوست و همین او را وا‌‌‌می‌دارد برای فرزندش، فرزند شوم شیطان مادری کند و به دنبال همه سختی‌های وضع حمل و زایمانش سختی‌های دیگر را هم به جان بخرد تا وسیله‌ای برای گسترش فرمانروایی شیطان بر زمین باشد.

 راستگوست و دست شوهر را رو می‌کند وقتی او که بازیگر فیلم‌های تبلیغاتی تلویزیونی است خود را بازیگر نمایش هملت معرفی می‌کند. نمی‌تواند مثل شوهر، هیجان ناشی از پسند خانه را مخفی کند تا از صاحبخانه برای اجاره آن تخفیف بگیرد. با این همه به شوهر دروغگویش اعتماد دارد و دوستش دارد. وقتی از سرکار می‌آید با شور و شوق به استقبالش می‌رود، کار خانه را رها می‌کند تا فیلم کوتاه تبلیغاتی او را که در حال پخش از تلویزیون است تماشا کند و بالاخره فریب‌دار و دسته شیطان پرستان را می‌خورد چون به خودش اجازه نمی‌دهد همسری بی‌اعتماد باشد و برای رفتارهای مشکوک شوهرش دنبال دلیل بگردد.

 به خدا ایمان دارد و جایی که همه دارند از مرگ خدا و جانشینی شیطان به جای او دم می‌زنند، وقتی از همه سو مورد خیانت قرار گرفته و تنها شده است خدا را صدا می‌زند تا به کمکش بیاید. با این همه ایمانش هم کودکانه است. آگاهانه نیست. قلبی است. برای همین است که وقتی رومن از او می‌پرسد مذهبی است یا نه جواب می‌دهد: «راستش من تو یه خونواده کاتولیک بزرگ شدم... حالا دیگه نمی‌دونم» اما مشخص است که از اهانت رومن، مینی و شوهرش، گای، به پاپ و ادیان مذهبی ناراحت شده است. با همه سادگی و بی پیرایگی‌اش باهوش است و اگر بازی داده می‌شود، فریب می‌خورد و مورد سوء‌استفاده قرار می‌گیرد تنها به خاطر اعتماد و عشقی است که به خانواده‌اش دارد. هم گای و هم فرزندی که در شکم دارد و مشتاقانه منتظر تولد اوست. حتی برایش اسم هم انتخاب کرده: اگر پسر بود اندی یا داگلاس و اگر دختر بود میلیندا یا سارا که البته قبلش گزینه سوزان هم مطرح بوده و بعد جنی هم اضافه می‌شود! رزمری بی قرار مادر شدن است. با پیشنهاد گای برای بچه‌دار شدن اشک شوق می‌ریزد و با شنیدن خبر حاملگی زمان برایش متوقف می‌شود و فرزند آینده را با پوست و خون در آغوش مادرانه خود لمس می‌کند.

 از خود گذشته است. تا حد امکان لحظات درد کشیدنش را از همسرش مخفی می‌کند و نمی‌خواهد او را درگیر این ناراحتی‌های شدید و دردهای غیرعادی اش کند. اگر هم به تنهایی می‌تواند این فشارهای طاقت فرسا را تحمل کند به خاطر خودش نیست به خاطر فرزندش است. چنانچه برای رهایی از بی رحمی‌های شیطانی اطرافیانش هم انگیزه‌ای جز دفاع از کودک محبوبش ندارد.

 رزمری مادری مثال زدنی است. هیچ چیز نمی‌تواند محبت او را نسبت به فرزندش کمرنگ کند. هیچ چیز. حتی اگر بچه‌اش، آدریان، فرزند جهنمی و مخوف شیطان باشد، انتخاب نهایی رزمری تکان دادن آرام گهواره کودک است و برایش لالایی عاشقانه زمزمه کردن. شیطان خوب می‌دانسته چه کسی را برای مادری فرزندش برگزیند.

/ 0 نظر / 18 بازدید