نگاهی به سریال اسب سیاه

سریال اسب سیاه جزو معدود آثاری است که در آن توجهی فراتر از یک حیوان به اسب شده است. اسب مشکی به گونه‌ای ایفای نقش ‌می‌کند که مخاطب پس از گذشت چند قسمت و آشنایی با سریال متوجه خصوصیات این اسب می‌شود و او را به عنوان یک کاراکتر اصلی می‌پذیرد. مشکی خصوصیات منحصر بفرد خودش را دارد و همین برای بسیاری از تماشاگران بخصوص نوجوانان جذاب است. مشکی نه می‌گذارد کسی جز الک سوارش شود، نه می‌گذارد کسی به الک آسیبی برساند، قهر می‌کند، محبت می‌کند و درکی فراتر از اسب‌های دیگر دارد. وفاداری‌ و شعورش نیز بیشتر از سایر حیوانات و حتی خیلی از آدم‌‌هایی است که در سریال کاراکتری منفی دارند.

نکته دیگر این که سریال صداقت و سادگی قابل احترامی نشان می دهد و برخلاف اکثر سریال‌های امروزی که در شبکه‌های ماهواره‌ای در پی ترویج فرهنگ غربی هستند و اخلاقیات، حرمت‌ها، روابط و عرف‌های اجتماعی را زیر پا می‌گذارند کاملا اخلاق‌‌گرا، بدون گرایش‌ و اهداف سیاسی و کاملا صادقانه و صمیمی داستان‌هایش را بازگو می‌کند و از این جهت تماشای چندین باره‌اش نیز لذتبخش است. متاسفانه در بسیاری از سریال‌های امروزی جهان رویکرد‌ها کاملا پنهانی و در لایه‌های عمیق تر اثر مخفی شده‌ است و معدود آثار قابل دفاع و محترمشان نیز میان انبوه این‌گونه آثار گم می‌شوند. اما اسب سیاه فارغ از تمامی این موارد با مخاطبش صادق است و به همین دلیل پس از گذشت این همه سال از ساختش هنوز برای خیلی‌ها جذاب است.

البته نباید فراموش کنیم که دوبله خوب سریال در به یادماندنی‌تر شدنش نقش بسیار زیادی ایفا کرد. افشین زینوری اگرچه در آن‌زمان کم‌تجربه و ناشناس بود، اما با صداپیشگی‌اش در نقش الک رمزی خودش را به عنوان یکی از دوبلور‌های با استعداد کشور نشان داد و پیشرفت‌های چشمگیری کرد. قطعا صدای او نقش زیادی در بهتر شناساندن شخصیت و ابعاد مختلف آن به تماشاگر دارد .

حسین گودرزی

/ 0 نظر / 60 بازدید