نویسنده :
فریبا پژوه - ساعت ۱:۳٥ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٧
...
ما رایت الا جمیلا
...
نویسنده :
فریبا پژوه - ساعت ۸:٥٢ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٤
به نام نامی عباس حسین که کربلایش میزبان مهربانم بود و این بار آزادی را برایم به ارمغان آورد...
سلام ...
نویسنده :
فریبا پژوه - ساعت ٢:۱۸ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢۱
نام جاوید ای وطن...
صبح امید ای وطن... جلوه کن در آسمان... همچو مهر جاودان ...
وطن ای هستی من... شور و سرمستی من ...
جلوه کن در آسمان ...همچو مهر جاودان ...
بشنو سوز سخنم ...که هم آواز تو منم.... همه جان و تنم...
وطنم، وطنم، وطنم، وطنم...
...
پی نوشت:
محمدرضا خباز به "کوچک زاده"،امروز در مجلس: افراد کوچک زاده به بزرگ زادگان توهین نکنند. این جمله محمدرضا خباز احسنت تعداد زیادی از نمایندگان را به دنبال داشت.
http://ilna.ir/newsText.aspx?ID=70562
نویسنده :
فریبا پژوه - ساعت ۱٢:٠٩ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٧
قلم دشمن "جهل" است.قلم من، توتم من است و مهربان ترین مهربانان به آنچه در دستان من است سوگند یاد کرده نه به داغ و نه به درفش و نه به سر نیزه و نه به زنجیر...

گفته اند امروز روز ماست...و همین دیروز خانه مان را خراب کردند!...باکی نیست.قلم خانه به دوش است و بی شک هر آن کس که قلم به دست گرفته ؛پیشتر بی خانمانی برگزیده است.
قلم دشمن "جهل"است...
نویسنده :
فریبا پژوه - ساعت ٧:۳۱ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٥

چندی است سایه مرگ بر سر خانه هامان سنگینی می کند...دیروز؛پسر عمویم،نوجوان نوزده ساله را به خاک سپردیم... جوان به خاک سپردن چقدر سخت است...خاک چقدر ...نمی دانم...انسان چقدر...
...
اینجا هیچ وسیله ارتباطی نداشتم...فقط اشک است آه و جای خالی یک نوجوان...همین.
ناگهان یکی از دوستان از تهران خبر داد که خانه خرابمان کردند...
انجمن خانه ماست...خانه ما هم می ماند و خدا در همین نزدیکی هاست...ناظر است...من به او؛ به حضور سبزش و به دست یاریش که از غیب می آید باور دارم...این باور را کسی به من نداده...کسی هم نمی تواند از من باز ستاندش...
خدای من همین جاست...خدای من مهربان ترین مهربانان است...خدای من دید در کهریزک چه شد...شنید...خدای من دید با بندگانش چه کردند...خدای من...خدای من...
نویسنده :
فریبا پژوه - ساعت ۱٢:٥٤ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٤
پسر عمویم؛نوجوان نوزده ساله، همین امروز و تا همیشه خانه نشین خاک شد...
برای شادی روحش دعا کنید.
...